الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)

239

تفسير تطبيقى (فارسى)

« حسبنا كتاب اللّه ، كتاب خدا ما را بس است » در محضر پيامبر سر دادند و بالاخرة در تاريخ اسلام ماجرايى غم‌بار كه همواره اشك عده‌اى مانند عبد اللّه بن عباس را در آورده ، رقم زدند . « 1 » هر چند اهل سنت كوشيده‌اند به هر قيمتى شده واكنش عمر بن الخطاب را نسبت به اين دستور توجيه كنند ، توجيهى جانبدارانه با زير پا نهادن واقعيات كه براى خواننده چيزى جز استبعاد و تعجب حاصلى ندارد « 2 » . . . به هر حال گزارشهايى كه در لابلاى مصادر اهل سنت در اين باره رسيده ، بسيارى از حقايق را روشن مىكند كه بايد در جاى خود مورد بررسى قرار گيرند . « 3 » حاصل سخن 1 . هر چند فريقين نقاط مشترك متعددى در تفسير آيه تبليغ دارند . نقطه اصلى اختلاف آنان در تعيين مصداق مأموريتى است كه از ناحيه خداوند بر پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نازل ، و ابلاغ آن ( كه همراه با تضمين خداوند است ) به صورت تهديد گونه درخواست شده است . 2 . شيعه به اتفاق مىگويد : مأموريتى كه در اين آيه به عهده پيامبر خدا گذاشته شده

--> ( 1 ) . احمد بن حنبل ، مسند ، ج 3 ، ص 409 ، ح 1935 ؛ ج 5 ، ص 134 ، 135 ، ح 2990 . سند اين حديث نيز بنا بر شرط بخارى و مسلم صحيح است ، و نيز ر . ك : ابن ابى داود ، سنن ، رقم 3029 ؛ و . . . ( 2 ) . ر . ك : نووى ، شرح مسلم ، ج 11 ، ص 89 - 92 ؛ احمد ابن حجر ، فتح البارى ، ج 1 ، ص 208 ؛ ج 7 ، ص 133 ، 134 . ( 3 ) . از جمله ر . ك : همان مصادر در پانوشتها ؛ على ابن اثير ، الكامل فى التاريخ ، ج 3 ، ص 63 ، 64 و ابن ابى الحديد ، شرح نهج البلاغه ، ج 12 ، ص 53 ، 54 ، 78 ، 79 ؛ نووى در شرح صحيح مسلم ، ج 11 ، ص 90 مىگويد : « گفته شده پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در آن وصيت‌نامه مىخواسته شخصى معين را براى خلافت تعيين كند تا اختلاف و فتنه رخ ندهد . . . » ابن ابى الحديد اعتراف عمر را نقل مىكند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در آن وصيت‌نامه مىخواسته‌اند به صورت مكتوب ، على عليه السّلام را به خلافت تعيين كند و من جلوگيرى كردم مبادا فتنه برپاشود . . . ! ر . ك : شرح نهج البلاغه ، ج 12 ، ص 78 و ابن اثير از قول عمر چنين نقل مىكند : عمر به ابن عباس مىگويد : « آيا مىدانى چرا پس از پيامبر نگذاشتند خلافت به شما برسد . . . چون اگر نبوت و خلافت در شما بنى هاشم جمع مىشد بر ديگران فخر مىفروختيد . . . » ر . ك : على ابن اثير ، الكامل فى التاريخ ، ج 3 ، ص 63 ، 64 ؛ شرح نهج البلاغه ، ج 12 ، ص 53 ، 54 و . . .